دسته‌بندی نشده

هشدار به والدین

فرض کنیم در سال ۱۴۱۰ هستیم و پس از چندین سال زحمت، فرزند شما بزرگ شده است و می خواهید ثمره تلاش هایتان را ببینید ولی در کمال شگفتی می بینید که فرزندتان سردرگم، مضطرب، بی هدف و بی انگیزه نسبت به آینده ای مبهم، بی مهارت در زندگی کردن (تصمیم گیری، روابط با دیگران و…)، ناتوان در ایجاد و مدیریت کسب و کار و … است و شما به نتیجه مورد انتظارتان نرسیده اید، نمی دانید مشکل کجا بوده! در صورتی که شما تمام تلاش خود را برای موفقیت فرزندتان در زندگی اش به کار گرفته اید !!! به زمان حال برگردیم، زمانی که اکثر ما نیز از موقعیت فعلی مان ناراضی هستیم ولی دلیل اصلی این شرایط را نمی دانیم!!!

فکر می کنید دلیل این اتفاقات چیست؟

با ما همراه شوید تا این موضوع را بررسی کنیم.

روانشناسی مدرن به ما می گوید همه آینده فرزندتان بستگی به تجربه ها، عادات رفتاری و ساختار شخصیتی دارد که در کودکی او شکل گرفته است و این بستگی به شیوه ی آموزشی دارد که فرزندتان در خانه و مدرسه، با آن پرورش پیدا می کند.

بحث اصلی این است که فرزند شما دارای یک استعداد و توانمندی خاص است که باید در طول زندگی اش و طی یک فرآیندی استعداد او شناسایی و شکوفا گردد تا فرزند شما در آینده موفق ترین زندگی را برای خود بسازد. شما هم به عنوان پدر و مادر قطعاً این دغدغه را دارید ولی چگونگی طی کردن این فرآیند برای شما مبهم به نظر می آید و نمی دانید از کجا باید شروع کنید، چه کارهایی را باید انجام دهید و …. ؟؟؟

پدر و مادر دور اندیش و آینده نگر :

به جای اینکه در بزرگسالی کلی انرژی صرف کنیم تا ذهن فرزند خود را به سمت مسیر موفقیت تغییر دهیم ، اگر در کودکی این کار را انجام دهیم و از ابتدا ذهن او درست پرورش پیدا کند، دیگر نیازی نیست فرزندمان خود را در بزرگسالی تغییر دهد و دچار سرگردانی های فراوان شده و به دنبال راه درست بگردد !!!

حال ببینیم، عدم یادگیری درست و کسب مهارت های لازم توسط فرزند در سنین کودکی و نوجوانی، چه مشکلاتی را برای خودش، خانواده و کشورش در حال و آینده ایجاد خواهد کرد :

  • برای خودش
    شخصی : از لحاظ درونی احساس موثر بودن نمی کند، افسرده میشود، در روابط خانوادگی اش دچار مشکل میشود و سبک زندگی اش اثربخشی لازم را ندارد و از زندگی کردن لذت نمی برد و …
    شغلی : از شغل خود رضایت ندارد در نتیجه در شغلش موفق نیست چرا که :
    – از شغلش نمی تواند پول در بیاورد، زیرا مهارت کسب درآمد از تخصص خود را نیاموخته است
    – از شغلش لذت نمی برد، زیرا نسبت به آن شغل علاقه و استعداد ندارد.
  • برای خانواده
    خانواده او (شامل پدر و مادر، همسر ، فرزند و …) از ۲ جنبه مالی (عدم تامین مخارج زندگی ، بدهکاری و …) و روانی(ایجاد تنش در روابط ، خشونت و …) به صورت مستقیم و غیر مستقیم درگیر مسائل او خواهند شد.
  • برای کشور
    با توجه به نداشتن خلاقیت و بهره وری چنین فردی در شغل و همچنین قرار گیری او در جایگاه نادرست، کشور متحمل هزینه های مستقیم و غیرمستقیم بسیاری از جنبه اقتصادی (عدم ایجاد ارزش اقتصادی از فرد، تلف شدن منابع مالی و غیر مالی کشور و ….) و از جنبه اجتماعی (ایجاد آسیب های اجتماعی، کاهش آمار شاخص های کیفیت زندگی، مشکلات فرهنگی و …) خواهد شد!

حال بررسی کنیم علت به وجود آمدن این نتایج و مشکلات، چه بوده است؟

۱- شرایط محیطی :

  • سیستم آموزشی ناکارآمد :
    • در سیستم آموزشی ایران استعدادیابی کودکان جایگاهی ندارد
    • محتوای کتاب ها عمدتاً تئوری و غیر کاربردی هستند
    • سبک آموزش وارداتی است
    • معلم ها در روش تدریس خود به روز نیستند
    • و…

در نتیجه : در این سیستم آموزشی افرادی که دارای قدرت حافظه بالا برای حفظ کردن مطالب هستند، افرادی ممتاز به حساب می آیند و این نگرش باعث یک شکل شدن بچه ها و نابودی استعدادهای خاص آنها می شود!

 

  • فرهنگ غلط در جامعه :
    • در جامعه ایران مدرک گرایی بسیار فراگیر شده، زیرا مدرک معیار میزان دانش افراد قرار گرفته و استخدام و میزان حقوق افراد بر اساس مدرک آنها تعیین می گردد، نه بر اساس مهارت و توانایی آنها
    • در جامعه ایران برای شغل های تعریف شده قدیمی و پردرآمد بیشتر ارزش قائل هستند و به افراد توصیه می شود که تا می توانند مدارک خاصی مثل پزشکی و مهندسی برق را بگیرند، زیرا از قدیم در جامعه از پرستیژ و احترام بیشتری برخوردار بوده است.
    • همچنین در ایران عوامل نادرستی مثل پارتی و … نسبت به میزان توانمندی فرد، موثرتر به حساب می آید.
    • و…

در نتیجه : در جامعه ای که ارزش ها به غلط تعریف شده و افراد کورکورانه از یکدیگر تقلید می کنند، استعداد ها بروز نکرده و منجر به پیشرفت افراد و به دنبال آن پیشرفت کشور نخواهد شد!

۲- باورهای غلط والدین :

باورها و نگرش های بسیار غلطی در والدین ایرانی وجود دارد که فکر می کنند فرزندشان با آنها موفق خواهد شد.

به عنوان مثال :

  • اگر فرزندم را در یک مدرسه خوب بگذارم کافیست و من نمی توانم نقشی در آموزش و موفقیت فرزندم داشته باشم!
  • اگر من دکتر یا مهندس شده بودم الان موفق بودم، پس فرزندم هم باید حتماً دکتر یا مهندس شود تا موفق بشه!
  • اگر فرزندم درس خوان شود و نمرات بالایی بگیرد، حتما موفق می شود!
  • اگر من پولدار باشم فرزندم خوش بخت می شود!
  • اگر من یک شغل خوب براش دست و پا کنم فرزندم خوش بخت می شود!
  • اگر فرزندم شانس بیاره حتماً موفق می شود!
  • اگر فرزندم کلاس های بیشتری بره حتماً موفق می شود!
  • و…

در نتیجه : با این باورها والدین فرزند خود را با نشان دادن مسیر اشتباه گمراه کرده و فرزند با ندیدن نتیجه مورد انتظار خود در آینده از جایگاه خود راضی نخواهند بود و این باعث مشکلات جدی در زندگی آینده او و خانواده اش خواهد شد!

۳- خود فرزند :

فرزند در این سنین آگاهی لازم به اینکه چه کارهایی باید برای رشد خودش انجام دهد و اینکه مسئول سرنوشت خود در آینده است را ندارد و اگر توسط آموزش، این ناآگاهی برطرف نشود او همواره دچار تصمیمات اشتباه خواهد شد که آینده او را در معرض خطر قرار می دهد.

در نتیجه : این ناآگاهی باید توسط والدین و سیستم آموزشی جبران شود تا اینکه فرزند به پختگی لازم برسد که خودش بتواند بهترین تصمیم ها را بگیرد.

 

و اما ریشه به وجود آمدن تمام این مشکلات کجاست؟

۱- دولت :

در ایران به دلیل غفلت و نگرش غلط مسئولین و نیز با توجه به اینکه اقتصاد ایران بر پایه فروش نفت اداره می شود، بنابراین مسئولین به فکر درآمدزایی از طریق ارزش آفرینی به وسیله نخبگان و دیگر افراد جامعه نبوده اند، در نتیجه به سیستم آموزشی توجه لازم را نداشته و به فکر پرورش انسان های ارزش آفرین و کارآمد نبوده اند. در این میان عده ای نیز به فکر سواستفاده از این شرایط و کسب منافع اقتصادی خود در کشور بوده اند. (مثل موسسات آموزشی مرتبط با کنکور و …)

مثال : مردم کشور ژاپن در جنگ جهانی دوم همه چیز خود را از دست دادند، هیچ منابعی برای فروش مثل نفت و … نداشتند و تنها رو یک چیز سرمایه گذاری کردند : پرورش انسان های ارزش آفرین و مفید با اصلاح سیستم آموزشی خود.
و اکنون این کشور سومین اقتصاد جهان را دارد!!

۲- نسل گذشته (والدین پدر و مادرهای امروزی) :

در زمان گذشته به دلیل بعضی نگرش و باورهای غلط والدین که ناشی از شرایط، فرهنگ و سیستم آموزشی آن زمان بوده، که در نتیجه آن برخی نگرش ها و باورهای اشتباه به نسل ما منتقل شد. این عوامل تا اندازه ای باعث می شود ما هم نتوانیم نگرش درست را به فرزندانمان منتقل کنیم. بنابراین ما به عنوان والدین امروزی باید به دنبال کسب نگرش صحیح و انتقال آن به نسل بعدی (فرزندانمان) باشیم.

و اما راهکار چیست …

  1. اصلاح سیستم آموزشی !!! : با توجه به دلایل مختلف، اصلاح این سیستم بسیار زمان بر می باشد.
  2. استفاده از دوره ها، کارگاه ها موسسات خصوصی : تا حدی جبران کننده ضعف سیستم آموزشی می باشد، ولی برای همه افراد، همه جا و در هر زمان در دسترس نمی باشد و در صورت در دسترس بودن ممکن است از کیفیت خوب شامل محتوا، مربی و روش آموزشی خوبی برخوردار نباشند.
  3. مشاوره گرفتن از مربی و روانشناس : که تا حدی مسیر را برای والدین روشن می کند، ولی در عمل کافی نیست و عمدتاً تاثیر موقت دارد.
  4. بالا رفتن آگاهی و اطلاعات خود والدین و دادن آموزش به فرزند از طریق خودشان : با توجه به محدودیت در عوامل بالا و اینکه والدین بیشترین شناخت را از فرزنشان دارند و همچنین بیشترین زمان را با او صرف می کنند، بهترین راه حل برای رشد فرزند در شرایط حال حاضر خود والدین هستند.

در اینجا حتماً مقاله بسیار جالب “نقش مادر ادیسون در موفقیت فرزندش” را که درباره نقش مادر ادیسون در موفقیت فرزندش بوده است را مطالعه نمایید.

در نتیجه : با توجه به مطالب گفته شده در بالا مسلماً به نقش پر رنگ خود در موفقیت فرزندتان پی برده اید. بدین منظور شما والدین آگاه می بایست همواره به دنبال محتوا و ابزار مناسب در راستای رشد فرزندتان در ۳ بخش زیر باشید:

  • قابلیت های ذهنی : اعتماد به نفس، مرکز کنترل درونی، قدرت تحمل ابهام، توانایی پذیرش شکست و …
  • مهارت های عملی : کار تیمی، مهارت ارائه دادن، مهارت های ارتباطی میان فردی و …
  • توانمندی های کسب و کار (ارزش آفرینی) : ایده پردازی ، طراحی مدل کسب و کار، تبدیل ایده به کسب و کار و …

ما در قسمت شماره ۲ به نام “مسیر فرزند موفق” ، ویژگی هایی که فرزندتان باید در مسیر زندگی در خود ایجاد نماید تا به آینده ی درخشان خود برسد را توضیح داده ایم.

کودک آپ

نوشته شده توسط تیم کودک آپ

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن